versaufen
خرج عرق کردن، غرق شدن (در آب)
Bedeutungen
1
Akkusativ (Geld)
(عامیانه) پول را با نوشیدن الکل به باد دادن، خرج مشروب کردن
- Er hat sein ganzes Erbe versoffen.او تمام ارث خود را خرج مشروب کرد.
- Pass auf, dass du dein Gehalt nicht gleich wieder versäufst!مراقب باش که حقوق خود را بلافاصله دوباره خرج مشروب نکنی!
2
intransitiv
در آب غرق شدن و تلف شدن (برای حیوان یا انسان)
- Die Katze wäre fast im Teich versoffen.گربه نزدیک بود در برکه غرق شود.
- Er ist im See versoffen, weil er betrunken war.او در دریاچه غرق شد، چون مست بود.