versaufen

Aussprache: /fɛɐ̯ˈzaʊ̯fn̩/
Worttrennung: ver·sau·fen
فعل

خرج عرق کردن، غرق شدن (در آب)

Bedeutungen

1 Akkusativ (Geld)

(عامیانه) پول را با نوشیدن الکل به باد دادن، خرج مشروب کردن

  • Er hat sein ganzes Erbe versoffen.او تمام ارث خود را خرج مشروب کرد.
  • Pass auf, dass du dein Gehalt nicht gleich wieder versäufst!مراقب باش که حقوق خود را بلافاصله دوباره خرج مشروب نکنی!
2 intransitiv

در آب غرق شدن و تلف شدن (برای حیوان یا انسان)

  • Die Katze wäre fast im Teich versoffen.گربه نزدیک بود در برکه غرق شود.
  • Er ist im See versoffen, weil er betrunken war.او در دریاچه غرق شد، چون مست بود.