versüßen
شیرین کردن؛ دلپذیرتر کردن، آسانتر کردن
Beispiele
- Nur Subjekte, die den tatsächlichen Problemen unserer Zeit vollkommen indolent gegenüberstehen, finden weiterhin nichts dabei, ihre Melange mit kubanischem Zucker zu ''versüßen.فقط افرادی که کاملاً نسبت به مشکلات واقعی زمان ما بیتفاوت هستند، همچنان مشکلی در شیرین کردن قهوه خود با شکر کوبایی نمیبینند.
Bedeutungen
1
Akkusativ
شیرین کردن (مثلاً غذا، نوشیدنی)
- Sie versüßte den Kaffee mit etwas Honig.او قهوه را با کمی عسل شیرین کرد.
- Man kann den Tee auch mit Stevia versüßen.میتوان چای را با استویا هم شیرین کرد.
2
Akkusativ
دلپذیر کردن، خوشایند کردن (مثلاً زندگی، زمان انتظار، روزمرگی)
- Ein gutes Buch kann einem die Wartezeit versüßen.یک کتاب خوب میتواند زمان انتظار را دلپذیر کند.
- Kleine Aufmerksamkeiten versüßen den Alltag.توجههای کوچک زندگی روزمره را دلپذیر میکنند.