فعل
بذر دادن، خود به خودی کاشتن (گیاه)
معانی و تعاریف versamen:
- (در مورد گیاهان) بذر تولید کردن و پراکنده ساختن.
جملات نمونه برای versamen:
Um Unkräuter effektiv zu bekämpfen, sollte man sie entfernen, bevor sie sich ''versamen.''
برای مبارزه موثر با علفهای هرز، باید قبل از اینکه بذر بدهند آنها را حذف کرد.
Fenchel ''versamt'' sich gerne.
رازیانه به راحتی خود به خودی میکارد.
Die Disteln versamen sich schnell und breiten sich auf dem Feld aus.
خارها به سرعت بذر میافشانند و در مزرعه پخش میشوند.