فعل
به نتیجه نرسیدن، به تدریج متوقف شدن یا از بین رفتن، پر شدن از شن
معانی و تعاریف versanden:
- پر از شن شدن، با شن پوشیده شدن (معمولاً برای رودخانهها، بنادر)
- به تدریج از بین رفتن، به نتیجه نرسیدن، بیاثر شدن (برای برنامهها، تلاشها، بحثها)
جملات نمونه برای versanden:
„Nach Angaben von Zhaos Galeristen Christophe Mao ''versanden'' Bemühungen, Informationen zu den beschlagnahmten Arbeiten zu erhalten bzw. sie zurückzubekommen, regelmäßig in den Mühlen der staatlichen Organe.“
"طبق گفته گالریدار ژائو، کریستوف مائو، تلاشها برای به دست آوردن اطلاعات در مورد آثار توقیف شده یا بازپسگیری آنها به طور منظم در ادارات دولتی به نتیجه نمیرسد."
Der kleine Hafen ist über die Jahre immer mehr versandet.
این بندر کوچک در طول سالها بیشتر و بیشتر پر از شن شده است.
Ohne regelmäßige Pflege würde der Flusslauf versanden.
بدون نگهداری منظم، مسیر رودخانه پر از شن میشد.