verschätzen
برآورد غلط کردن، اشتباه حدس زدن
Bedeutungen
1
sich + bei + Dativ
در تخمین یا برآورد چیزی اشتباه کردن، چیزی را کمتر یا بیشتر از واقعیت ارزیابی کردن (اغلب به صورت انعکاسی sich verschätzen).
- Ich habe mich bei der Dauer der Reise völlig verschätzt.من در مورد مدت زمان سفر کاملاً اشتباه برآورد کردم.
- Er hat sich bei der Schwierigkeit der Aufgabe verschätzt.او در مورد دشواری کار اشتباه حدس زده بود.