verschätzen

Aussprache: /fɛɐ̯ˈʃɛtsn̩/
Worttrennung: ver·schät·zen
فعل

برآورد غلط کردن، اشتباه حدس زدن

Bedeutungen

1 sich + bei + Dativ

در تخمین یا برآورد چیزی اشتباه کردن، چیزی را کمتر یا بیشتر از واقعیت ارزیابی کردن (اغلب به صورت انعکاسی sich verschätzen).

  • Ich habe mich bei der Dauer der Reise völlig verschätzt.من در مورد مدت زمان سفر کاملاً اشتباه برآورد کردم.
  • Er hat sich bei der Schwierigkeit der Aufgabe verschätzt.او در مورد دشواری کار اشتباه حدس زده بود.