verschieben

Aussprache: /fɛɐ̯ˈʃiːbn̩/
Worttrennung: ver·schie·ben
فعل

جابه‌جا کردن، به تعویق انداختن

Bedeutungen

1 Akkusativ (+ auf + Akkusativ)

زمان جلسه، قرار ملاقات یا رویدادی را به موعد دیگری تغییر دادن

  • Wir mussten den Termin wegen einer Erkältung verschieben.ما مجبور شدیم قرار ملاقات را به دلیل سرماخوردگی به تعویق بیندازیم.
  • Die Besprechung wurde auf Montag verschoben.جلسه به روز دوشنبه موکول شد.
2 Akkusativ

مکان جسم یا وسیله‌ای را در فضا جابه‌جا کردن

  • Können Sie den Tisch bitte ein Stück nach links verschieben?می‌توانید لطفاً میز را کمی به سمت چپ جابه‌جا کنید؟
  • Die Möbel wurden in eine andere Ecke des Zimmers verschoben.مبلمان به گوشه دیگری از اتاق منتقل شدند.
3 Akkusativ (+ auf + Akkusativ)

مسئولیت، تقصیر یا لایه‌های جغرافیایی را جابه‌جا کردن یا به گردن دیگری انداختن

  • Man sollte die Verantwortung nicht immer auf andere verschieben.نباید همیشه مسئولیت را به گردن دیگران انداخت.
  • Tektonische Platten können ganze Kontinente verschieben.صفحات تکتونیکی می‌توانند کل قاره‌ها را جابه‌جا کنند.