verschieben
جابهجا کردن، به تعویق انداختن
Bedeutungen
1
Akkusativ (+ auf + Akkusativ)
زمان جلسه، قرار ملاقات یا رویدادی را به موعد دیگری تغییر دادن
- Wir mussten den Termin wegen einer Erkältung verschieben.ما مجبور شدیم قرار ملاقات را به دلیل سرماخوردگی به تعویق بیندازیم.
- Die Besprechung wurde auf Montag verschoben.جلسه به روز دوشنبه موکول شد.
2
Akkusativ
مکان جسم یا وسیلهای را در فضا جابهجا کردن
- Können Sie den Tisch bitte ein Stück nach links verschieben?میتوانید لطفاً میز را کمی به سمت چپ جابهجا کنید؟
- Die Möbel wurden in eine andere Ecke des Zimmers verschoben.مبلمان به گوشه دیگری از اتاق منتقل شدند.
3
Akkusativ (+ auf + Akkusativ)
مسئولیت، تقصیر یا لایههای جغرافیایی را جابهجا کردن یا به گردن دیگری انداختن
- Man sollte die Verantwortung nicht immer auf andere verschieben.نباید همیشه مسئولیت را به گردن دیگران انداخت.
- Tektonische Platten können ganze Kontinente verschieben.صفحات تکتونیکی میتوانند کل قارهها را جابهجا کنند.