verschieben
جابهجا کردن، به تعویق انداختن
Bedeutungen
1
Akkusativ (+ auf + Akkusativ)
زمان جلسه، قرار ملاقات یا رویدادی را به موعد دیگری تغییر دادن.
- Das Treffen wurde auf nächste Woche verschoben.جلسه به هفته آینده موکول شد.
- Wir müssen den Termin leider verschieben.متأسفانه باید قرار ملاقات را جابهجا کنیم.
2
Akkusativ (jemanden / etwas verschieben)
مکان جسم یا وسیلهای را در فضا جابهجا کردن.
- Kannst du bitte den Tisch zur Seite verschieben?میتوانی لطفاً میز را به کنار جابهجا کنی؟
- Die Möbel wurden in ein anderes Zimmer verschoben.اثاثیه به اتاق دیگری منتقل شد.
3
Akkusativ (+ auf + Akkusativ)
مسئولیت، تقصیر یا لایههای جغرافیایی را جابهجا کردن یا به گردن دیگری انداختن.
- Er versucht, die Schuld auf andere zu verschieben.او سعی میکند تقصیر را به گردن دیگران بیندازد.
- Die tektonischen Platten verschieben sich langsam.صفحات تکتونیکی به آرامی جابهجا میشوند.