فعل
آببندی کردن، محکم بستن (به ویژه دریچه کشتی)
معانی و تعاریف verschalken:
- این فعل در آلمانی استاندارد رایج نیست و ممکن است یک اشتباه تایپی برای افعالی مانند "verschalen" (قالببندی کردن) یا "verschandeln" (زشت کردن) باشد. در صورت وجود، احتمالا به معنای "کسی را دست انداختن/فریب دادن" (برگرفته از "Schalk" به معنای شیطنت) است.
جملات نمونه برای verschalken:
„Die Alexander segelte bei jedem Wetter prächtig, und zu keinem Zeitpunkt kamen so schwere Seen über, dass die Luken ''verschalkt'' werden mussten.“
کشتی الکساندر در هر آب و هوایی عالی حرکت میکرد و هیچگاه امواج آنقدر سنگین نبودند که نیاز به آببندی کردن دریچهها باشد.
Er versuchte, seinen Freund zu verschalken.
او سعی کرد دوستش را دست بیندازد.
Lass dich nicht von ihm verschalken!
نگذار او تو را فریب دهد!