verschauen

Aussprache: /fɛɐ̯ˈʃaʊ̯ən/
Wortzerlegung: ver·schau·en
فعل

اشتباه دیدن، دل باختن

Beispiele

  • Da hast du dich ''verschaut'', das war nicht die Müllerin.اشتباه دیدی، آن خانم مولر نبود.
  • Ach ja, und die Eichenhof Maria hat sich in ihn ''verschaut''.« »Die Maria?« »Das hat aber nichts zu sagen, weil die ''verschaut'' sich momentan eh in jeden.آه بله، و ماریا از ایخنهوف دل به او باخته است." "ماریا؟" "اما این مهم نیست، چون او در حال حاضر دل به هر کسی می‌بازد.

Bedeutungen

1 Akkusativ

چیزی را از دید خود از دست دادن، نادیده گرفتن (معمولاً منظره یا فرصت دیدن)

  • Er hat die schöne Aussicht verschaut, weil er abgelenkt war.او منظره زیبا را از دست داد (ندید)، چون حواسش پرت بود.
  • Ich habe den wichtigen Hinweis im Text verschaut.من اشاره مهم در متن را نادیده گرفتم.
2 Akkusativ

چیزی را با نگاه کردن اشتباه قضاوت کردن یا تعبیر کردن

  • Sie hat die Situation völlig verschaut und falsch reagiert.او وضعیت را کاملاً اشتباه قضاوت کرد و اشتباه واکنش نشان داد.
  • Manchmal verschaut man sich in der Ferne und erkennt Personen nicht richtig.گاهی اوقات آدم در دوردست اشتباه می‌بیند و افراد را درست تشخیص نمی‌دهد.