verschauten

Aussprache: /fɛɐ̯ˈʃaʊ̯tən/
Wortzerlegung: ver·schau·ten
Konjugierte Form

پنهان شده، مخفی شده (شکل گذشته فعل verschauen)

Bedeutungen

1 Akkusativ

به هم ریختن یا آشفته کردن چیزی که مرتب یا منظم بوده است؛ یا به طور مجازی، مختل کردن یا بر هم زدن یک نظم، برنامه یا وضعیت.

  • Die unerwartete Nachricht hat die geplante Zeremonie völlig verschaut.خبر غیرمنتظره، مراسم برنامه‌ریزی شده را کاملاً به هم ریخت.
  • Sein unüberlegtes Handeln verschaut das sorgfältig ausgearbeitete Projekt.اقدام نسنجیده او، پروژه با دقت تدوین شده را مختل کرد.