verschauten
پنهان شده، مخفی شده (شکل گذشته فعل verschauen)
Bedeutungen
1
Akkusativ
به هم ریختن یا آشفته کردن چیزی که مرتب یا منظم بوده است؛ یا به طور مجازی، مختل کردن یا بر هم زدن یک نظم، برنامه یا وضعیت.
- Die unerwartete Nachricht hat die geplante Zeremonie völlig verschaut.خبر غیرمنتظره، مراسم برنامهریزی شده را کاملاً به هم ریخت.
- Sein unüberlegtes Handeln verschaut das sorgfältig ausgearbeitete Projekt.اقدام نسنجیده او، پروژه با دقت تدوین شده را مختل کرد.