verscherbeln

Aussprache: /fɛɐ̯ˈʃɛʁbl̩n/
Wortzerlegung: ver·scher·beln
فعل

ارزان فروختن، حراج کردن، بفروش رساندن (به ثمن بخس)

Beispiele

  • Den alten Fernseher ''verscherbelte'' er für ein paar Euro.او تلویزیون قدیمی را به چند یورو فروخت.

Bedeutungen

1 Akkusativ

چیزی را به سرعت و اغلب به قیمتی بسیار پایین‌تر از ارزش واقعی آن فروختن، معمولاً به دلیل نیاز مالی یا بی‌اهمیتی.

  • Er musste seine gesamte Sammlung verscherbeln, um die Schulden zu bezahlen.او مجبور شد تمام مجموعه‌اش را حراج کند تا بدهی‌ها را بپردازد.
  • Die Firma verscherbelte die Restbestände zu Spottpreisen.شرکت موجودی‌های باقیمانده را به قیمت‌های ناچیز فروخت.