فعل
از دست دادن (چیزی) به خاطر اشتباه خود، خراب کردن (رابطه)
معانی و تعاریف verscherzen:
- چیزی ارزشمند (مانند فرصت، اعتماد، دوستی) را به دلیل رفتار نادرست یا بیفکری از دست دادن یا خراب کردن.
جملات نمونه برای verscherzen:
„Aber man will ''sich'' durch Klartext keine Sympathien ''verscherzen.''“
اما کسی نمیخواهد با صراحت لهجه، هیچ محبتی را از دست بدهد.
Durch seine derben Witze ''hat'' er es ''sich'' mit seinen Schwiegereltern gründlich ''verscherzt.''
او با شوخیهای بیادبانهاش، رابطه خود را با پدر و مادر همسرش کاملاً خراب کرد.
Er hat seine Chance auf Beförderung verscherzt.
او شانس خود را برای ترفیع از دست داد.