verscherzen
از دست دادن (چیزی) به خاطر اشتباه خود، خراب کردن (رابطه)
Beispiele
- Aber man will ''sich'' durch Klartext keine Sympathien ''verscherzen.اما کسی نمیخواهد با صراحت لهجه، هیچ محبتی را از دست بدهد.
- Durch seine derben Witze ''hat'' er es ''sich'' mit seinen Schwiegereltern gründlich ''verscherzt.او با شوخیهای بیادبانهاش، رابطه خود را با پدر و مادر همسرش کاملاً خراب کرد.
Bedeutungen
1
Akkusativ
چیزی ارزشمند (مانند فرصت، اعتماد، دوستی) را به دلیل رفتار نادرست یا بیفکری از دست دادن یا خراب کردن.
- Er hat seine Chance auf Beförderung verscherzt.او شانس خود را برای ترفیع از دست داد.
- Sie hat das Vertrauen ihrer Freunde verscherzt.او اعتماد دوستانش را بر باد داد.