صفت
قابل جابجایی، قابل انتقال، قابل تعویق
جملات نمونه برای verschiebbar:
Wir bitten die Patienten, deren ''verschiebbare'' Operation zu einem späteren Zeitpunkt stattfindet, um Verständnis.
«از بیمارانی که عمل جراحی قابل تعویق آنها به زمان دیگری موکول میشود، پوزش میطلبیم.»
Tastbare Knoten unter der Haut, ob ''verschiebbar'' oder nicht ''verschiebbar'', sollten Anlass sein, seinen Hausarzt aufzusuchen.
«تودههای قابل لمس زیر پوست، چه قابل جابجایی باشند و چه نباشند، باید دلیلی برای مراجعه به پزشک خانواده باشد.»