verschiedenförmig
متنوع، گوناگون، با اشکال مختلف
Bedeutungen
1
دارای اشکال، انواع یا ظواهر مختلف و گوناگون.
- Die Sammlung zeigte verschiedenförmige Muscheln vom Strand.این مجموعه صدفهای متنوعی را از ساحل نشان میداد.
- Es gibt verschiedenförmige Ansätze, dieses Problem zu lösen.رویکردهای گوناگونی برای حل این مشکل وجود دارد.
- Die Pflanzen in diesem Garten sind sehr verschiedenförmig.گیاهان این باغ بسیار متنوع هستند.