verschlagen

Aussprache: /fɛɐ̯ˈʃlaːɡn̩/
Worttrennung: ver·schla·gen
صفت

مکار، حیله‌گر؛ ولرم (در اصطلاح قدیمی برای مایعات)

Bedeutungen

1

حیله‌گر، مکار، زیرک و فریبکار؛ کسی که از هوش خود برای رسیدن به اهدافش به روش‌های غیرمستقیم یا فریبنده استفاده می‌کند.

  • Er war ein verschlagener Geschäftsmann, der immer einen Vorteil suchte.او یک تاجر مکار بود که همیشه به دنبال منفعت بود.
  • Mit einem verschlagenen Lächeln überzeugte er sie, ihm zu helfen.او با لبخندی حیله‌گرانه، او را متقاعد کرد که به او کمک کند.
  • Die Katze war so verschlagen, dass sie immer einen Weg fand, an das Futter zu kommen.گربه آنقدر مکار بود که همیشه راهی برای رسیدن به غذا پیدا می‌کرد.
2

در مورد مایعات (بیشتر در گذشته یا زبان غیررسمی)، ولرم؛ نه سرد و نه گرم.

  • Das Wasser war nur noch lauwarm, fast verschlagen.آب دیگر فقط ولرم بود، تقریباً بی‌دما.
  • Er trank den Tee, der schon etwas verschlagen geworden war.او چای را نوشید که کمی ولرم شده بود.
  • Nach dem Kochen war die Suppe nur noch verschlagen und musste wieder erwärmt werden.بعد از پختن، سوپ فقط ولرم بود و باید دوباره گرم می‌شد.