فعل
گلآلود شدن، لجن بستن، مسدود شدن (با گل و لای)
معانی و تعاریف verschlammen:
- (در مورد آبراههها، حوضچهها و غیره) پر از گل و لای یا لجن شدن و مسدود گشتن.
جملات نمونه برای verschlammen:
„Ist ein Brunnen ''verschlammt,'' hat er tonige oder schleimige Teile angelagert und sind die Schlitze verengt, kann mechanisch gereinigt werden.“
اگر چاه "گلآلود شود"، قسمتهای رسی یا لزج رسوب کرده و شکافها تنگ میشوند و میتوان آن را به صورت مکانیکی تمیز کرد.
Der Bach ist über die Jahre stark verschlammt.
جویبار در طول سالها به شدت گلآلود شده است.
Wenn der Teich nicht regelmäßig gereinigt wird, verschlammt er schnell.
اگر حوضچه به طور منظم تمیز نشود، به سرعت پر از لجن میشود.