Wort
فرسوده شده، ساییده شده
معانی و تعاریف verschleissten:
- شکل گذشته ساده فعل 'verschleißen' با املای قدیمیتر (قبل از اصلاحات املایی)، به معنی فرسوده شدن، مستهلک شدن یا از بین رفتن در اثر استفاده یا گذر زمان.
جملات نمونه برای verschleissten:
Die Schuhe verschleissten nach nur wenigen Monaten intensiven Gebrauchs.
کفشها پس از تنها چند ماه استفاده شدید، فرسوده شدند.
Die Mechanismen verschleissten aufgrund mangelnder Wartung.
مکانیزمها به دلیل عدم نگهداری مستهلک شدند.