فعل
ربودن، به زور بردن، به تعویق انداختن
معانی و تعاریف verschleppen:
- کسی را ربودن، به زور با خود بردن.
- چیزی را به تعویق انداختن، به تأخیر انداختن.
- بیماری را منتقل کردن، پخش کردن.
جملات نمونه برای verschleppen:
„Die Ureinwohner der Inseln, etwa die auf den Orkneys lebenden Pikten, sind von den Skandinaviern vermutlich unterdrückt, getötet oder als Sklaven ''verschleppt'' worden.“
«بومیان جزایر، مانند پیکتهایی که در اورکنی زندگی میکردند، احتمالاً توسط اسکاندیناویها سرکوب، کشته یا به عنوان برده ربوده شدهاند.»
Die Terroristen haben mehrere Geiseln verschleppt.
تروریستها چندین گروگان را ربودهاند.
Er wurde in ein fremdes Land verschleppt.
او به یک کشور خارجی ربوده شد.