verschloffen

Aussprache: /fɛɐ̯ˈʃlɔfn̩/
Wortzerlegung: ver·schlof·fen
Konjugierte Form

به خواب رفته بود، فراموش کرده بود (صرف فعل 'verschlafen' در گذشته کامل)

Bedeutungen

1 kein

به خواب رفتن ناخواسته و عمیق، اغلب به دلیل خستگی مفرط یا بی‌حالی، به طوری که فرد از اتفاقات اطراف خود بی‌خبر می‌ماند.

  • Nach der langen Reise verschlief er trotz des Lärms im Hotel.پس از سفر طولانی، او با وجود سر و صدا در هتل به خواب عمیقی فرو رفت.
  • Er verschlief den Weckerklingeln und kam zu spät zur Besprechung.او صدای زنگ ساعت را نشنید و به خواب رفت و دیر به جلسه رسید.