verschmähen
دست رد زدن به، تحقیر کردن، نپذیرفتن، بیاعتنایی کردن
Bedeutungen
1
Akkusativ
چیزی یا کسی را با تحقیر رد کردن، نپذیرفتن، بیاعتنایی کردن، از چیزی روی گرداندن
- Er verschmähte das Angebot, weil es ihm zu niedrig war.او پیشنهاد را رد کرد، چون برایش خیلی کم بود.
- Sie verschmäht keine gute Gelegenheit.او هیچ فرصت خوبی را از دست نمیدهد (رد نمیکند).