verschmähen

Aussprache: /fɛɐ̯ˈʃmɛːən/
Worttrennung: ver·schmä·hen
فعل

دست رد زدن به، تحقیر کردن، نپذیرفتن، بی‌اعتنایی کردن

Bedeutungen

1 Akkusativ (jemanden / etwas verschmähen)

چیزی یا کسی را با تحقیر رد کردن، نپذیرفتن، بی‌اعتنایی کردن، از چیزی روی گرداندن.

  • Er verschmähte die angebotene Hilfe und wollte alles allein machen.او کمک پیشنهادی را رد کرد و می‌خواست همه چیز را به تنهایی انجام دهد.
  • Sie verschmähte den reichen Verehrer, weil sie ihn nicht liebte.او خواستگار ثروتمند را تحقیر کرد، زیرا او را دوست نداشت.