فعل
آلوده کردن، کثیف کردن
معانی و تعاریف verschmutzen:
- چیزی را کثیف یا آلوده کردن؛ (چیزی را) آلوده کردن، کثیف کردن
- خودش کثیف یا آلوده شدن؛ آلوده شدن، کثیف شدن
جملات نمونه برای verschmutzen:
Mit seinen dreckigen Schuhen hat er die ganze Diele ''verschmutzt.''
او با کفشهای کثیفش تمام راهرو را کثیف کرد.
Abwässer aus einer Chemiefabrik in Huazhou haben am Freitag den Fluss Sancha in der chinesischen Provinz Guangdong ''verschmutzt.''
فاضلاب یک کارخانه شیمیایی در هوآژو روز جمعه رودخانه سانچا در استان گوانگدونگ چین را آلوده کرد.
Die Fabrik verschmutzt die Umwelt mit ihren Abfällen.
کارخانه محیط زیست را با زبالههای خود آلوده میکند.