verschnörkeln
پر از تزئینات کردن، پیچیده کردن
Bedeutungen
1
Akkusativ (jemanden / etwas verschnörkeln)
چیزی را با طرحها، نقشها و خطوط پیچیده، منحنی و تزئینی پر کردن یا تزئین کردن.
- Der Künstler verschnörkelt die Ränder des Gemäldes mit feinen Linien.هنرمند لبههای نقاشی را با خطوط ظریفی پر از پیچ و تاب تزئین میکند.
- Die alte Schrift wurde mit vielen Schnörkeln verschnörkelt.خط قدیمی با تزئینات زیاد و پرپیچ و خم آراسته شده بود.