فعل
ترساندن، رم دادن، وحشتزده کردن
معانی و تعاریف verschrecken:
- کسی یا حیوانی را ترساندن، وحشتزده کردن
- ترسیدن، وحشتزده شدن (کمتر رایج، اغلب با sich)
جملات نمونه برای verschrecken:
„Offenbar wolle man vermögende Steuerzahler und Banken in Hessen nicht zu sehr ''verschrecken.''“
«ظاهراً نمیخواهند مالیاتدهندگان ثروتمند و بانکها را در هسن بیش از حد بترسانند.»
Der laute Knall hat die Kinder verschreckt.
صدای بلند کودکان را ترساند.
Man sollte Tiere nicht verschrecken.
نباید حیوانات را ترساند.