verschwägern
نسبت سببی پیدا کردن (از طریق ازدواج)
Bedeutungen
1
sich + mit + Dativ (با کسی خویشاوند سببی شدن)
از طریق ازدواج با کسی خویشاوند سببی شدن (مثلاً باجناق، جاری، خواهرزن، برادرزن).
- Durch die Heirat seiner Tochter hat er sich mit der Familie Müller verschwägert.او با ازدواج دخترش با خانواده مولر، خویشاوند سببی آنها شد.
- Die beiden Familien haben sich vor Jahren verschwägert.این دو خانواده سالها پیش از طریق ازدواج خویشاوند سببی شدند.