verschwägert

Aussprache: /fɛɐ̯ˈʃvɛːɡɐt/
Worttrennung: ver·schwä·gert
صفت

باجناق/جاری/خواهرشوهر/برادرشوهر بودن (نسبت سببی داشتن)

Bedeutungen

1

دارای نسبت سببی از طریق ازدواج؛ به طور خاص، اشاره به رابطه بین خانواده‌های دو نفر که با هم ازدواج کرده‌اند (مانند باجناق، جاری، خواهرشوهر و برادرشوهر).

  • Er ist mit meinem Cousin verschwägert.او با پسرعموی من باجناق است.
  • Die beiden Familien sind seit vielen Jahren verschwägert.این دو خانواده سال‌هاست که با هم نسبت سببی دارند.
  • Sie sind durch die Heirat ihrer Kinder miteinander verschwägert.آنها از طریق ازدواج فرزندانشان با یکدیگر نسبت سببی پیدا کرده‌اند.