verschwinden
ناپدید شدن، غیب شدن، دور شدن
Bedeutungen
1
intransitiv (بدون مفعول)
دیگر قابل دیدن یا پیدا شدن نبودن، ناپدید شدن.
- Das Flugzeug verschwand hinter den Wolken.هواپیما پشت ابرها ناپدید شد.
- Plötzlich verschwand die Katze im Gebüsch.ناگهان گربه در بوتهها غیب شد.
2
intransitiv (manchmal mit in, aus)
به سرعت و بدون جلب توجه دور شدن یا رفتن.
- Er verschwand schnell aus dem Raum, bevor ihn jemand sehen konnte.او به سرعت از اتاق دور شد، قبل از اینکه کسی او را ببیند.
- Die Spuren verschwanden im nassen Sand.رد پاها در شن خیس ناپدید شد.