فعل
ناپدید شدن، غیب شدن
معانی و تعاریف verschwinden:
- دیگر قابل دیدن یا پیدا شدن نبودن
- به سرعت و بدون جلب توجه دور شدن یا رفتن
جملات نمونه برای verschwinden:
Die Schmerzen ''verschwanden'' so schnell wie sie gekommen waren.
دردها همانطور که آمدند، به همان سرعت ناپدید شدند.
Sie ''verschwand'' hinter den Kulissen.
او پشت صحنه ناپدید شد.
die Suche nach dem ''verschwundenen'' Groschen
جستجو برای سکه گمشده