فعل
۱. (چیزی را) با عرق خیس کردن ۲. (قرار ملاقات یا چیزی را) فراموش کردن، از یاد بردن
معانی و تعاریف verschwitzen:
- (مجازی) از یاد بردن، فراموش کردن (چیزی را به دلیل فعالیت زیاد یا عرق کردن)
- (فیزیکی) با عرق دفع کردن (مثلاً سموم)
جملات نمونه برای verschwitzen:
Im Sportunterricht ''hat'' Pedro sein T-Shirt völlig ''verschwitzt.''
پدرو در کلاس ورزش تیشرت خود را کاملاً خیس عرق کرد.
Er entschuldigte sich mehrmals dafür, dass er die Verabredung um zehn ''verschwitzt hatte.''
او چندین بار عذرخواهی کرد که قرار ساعت ده را فراموش کرده بود.
Er glaubt, dass er in der Sauna seine Erkältung ''verschwitzen'' könne.
او فکر میکند که میتواند سرماخوردگیاش را در سونا با عرق کردن از بین ببرد.