فعل
انجام دادن، مجهز کردن، اشتباه کردن
معانی و تعاریف versehen:
- چیزی را با وسایل یا ویژگیهای لازم تجهیز یا فراهم کردن.
- سهواً اشتباهی انجام دادن، خطا کردن. (اغلب در گذشته کامل)
- وظیفهای را انجام دادن، پستی را بر عهده داشتن (رسمی).
جملات نمونه برای versehen:
Es stellte eine Dame dar, die, mit einem Pelzhut und einer Pelzboa ''versehen,'' aufrecht dasaß.
این نقاشی زنی را نشان میداد که با کلاه خز و استول خز نشسته بود.
Er ''versah'' alle seine Ämter mit Hingabe.
او تمام وظایف و مقامهای خود را با فداکاری انجام داد.
Ich habe mich bei der genauen Quellenangabe leider ''versehen.''
من متأسفانه در ذکر دقیق منبع اشتباه کردم.