verseiften
صابونی شده، کف کرده
Bedeutungen
1
Akkusativ
تبدیل چربیها یا روغنها به صابون از طریق واکنش شیمیایی؛ به طور استعاری، خنثی کردن یا بیاثر کردن یک اثر یا اقدام.
- Die Fette werden durch Zugabe von Lauge zu Seife verseift.چربیها با افزودن قلیا به صابون تبدیل میشوند.
- Die Bemühungen des Gegners, die Verhandlungen zu sabotieren, wurden durch geschickte Diplomatie verseift.تلاشهای مخالف برای خرابکاری در مذاکرات، با دیپلماسی ماهرانه بیاثر شد.