فعل
سوزاندن (سطحی)، نیمسوز کردن، برشته کردن
معانی و تعاریف versengen:
- با حرارت زیاد چیزی را سوزاندن یا خشکاندن، نوک چیزی را سوزاندن
جملات نمونه برای versengen:
Irgendwer hat mir meine Jacke ''versengt''.
یک نفر ژاکت من را نیمسوز کرده است.
In wenigen Stunden ''versengten'' die Flammen über 4000 Hektar Land.
در عرض چند ساعت، شعلهها بیش از ۴۰۰۰ هکتار زمین را سوزاندند.
Die Sonne hat das Gras versengt.
خورشید چمن را سوزانده است.