فعل
بیمه کردن، اطمینان دادن، تضمین کردن
معانی و تعاریف versichern:
- به کسی اطمینان دادن، تضمین کردن
- چیزی را بیمه کردن (در برابر خطر)
- اطمینان حاصل کردن، مطمئن شدن (معمولاً با sich)
جملات نمونه برای versichern:
Wir freuen uns, Ihr Auto zu ''versichern.''
ما خوشحالیم که ماشین شما را بیمه کنیم.
Ich sollte ''mich'' gegen Unfall ''versichern.''
من باید خودم را در برابر حادثه بیمه کنم.
Ich ''versichere'' die Richtigkeit und Vollständigkeit der vorstehenden Angaben und der Abrechnung.
من صحت و کامل بودن اطلاعات فوق و صورتحساب را تضمین میکنم/تأیید میکنم.