صفت
قابل اتمام، قابل خشک شدن
جملات نمونه برای versiegbar:
„Die neue Kirche möge ein Brothaus werden, das nie ''versiegbar'', gleich einer Quelle, die nie erschöpfbar werde.“
"باشد که کلیسای جدید به خانهای برای نان تبدیل شود، مانند چشمهای که هرگز "قابل اتمام" نباشد."