فعل
کثیف و چرک شدن/کردن، بدبو شدن/کردن
معانی و تعاریف versiffen:
- کثیف و چرک شدن، آلوده شدن (عامیانه، با بار منفی).
جملات نمونه برای versiffen:
„Ich muss nämlich zur Toilette, will meine ewige BW-Tasche jedoch nicht mitnehmen, weil ich sie dort nicht abstellen kann, ohne die Tasche zu ''versiffen.''“
«من باید به دستشویی بروم، اما نمیخواهم کیف همیشگی ارتش را با خودم ببرم، چون نمیتوانم آن را آنجا بگذارم بدون اینکه کیف "کثیف و بدبو شود"».
Das Badezimmer ist total versifft.
حمام کاملاً کثیف و چرک شده است.
Nach der Party war die ganze Wohnung versifft.
بعد از مهمانی کل آپارتمان کثیف شده بود.