فعل
تبدیل شدن به رسوب آهکی سخت، مسدود شدن با رسوب
معانی و تعاریف versintern:
- (در زمینشناسی) رسوب کردن، ته نشین شدن به صورت لایه سخت و متخلخل (معمولاً آهک یا مواد معدنی دیگر)
جملات نمونه برای versintern:
„Nachdem ein Laser die Bauteilkontur abgefahren und das Pulver verschmolzen (''versintert'') hat, senkt sich die Bauplattform um eine Schichtstärke und die nächste Schicht wird aufgestrichen usw.“
"پس از اینکه لیزر خطوط کانتور قطعه را طی کرد و پودر را ذوب کرد (سینتر کرد)، سکوی ساخت به اندازه ضخامت یک لایه پایین میآید و لایه بعدی کشیده میشود و غیره."
Die Höhlenwände sind über Jahrtausende hinweg versintert.
دیوارههای غار در طول هزاران سال رسوب کردهاند (با لایههای آهکی پوشیده شدهاند).
Durch das kalkhaltige Wasser versinterten die Rohre allmählich.
به دلیل آب آهکی، لولهها به تدریج رسوب گرفتند.