versklaven
به بردگی کشیدن، برده کردن
Beispiele
- Eigentlich müsste die Menschheit längst von Robotern ''versklavt'' oder zu Zombies mutiert sein – so jedenfalls sah Hollywood die erste Dekade des 21. Jahrhunderts.در واقع، بشریت باید مدتها پیش توسط رباتها به بردگی کشیده شده یا به زامبی تبدیل شده باشد – حداقل هالیوود دهه اول قرن بیست و یکم را اینگونه میدید.
Bedeutungen
1
Akkusativ
کسی را به بردگی گرفتن یا برده کردن
- Historisch gesehen haben viele Kulturen Menschen versklavt.از نظر تاریخی، بسیاری از فرهنگها انسانها را به بردگی گرفتهاند.
- Man darf niemals andere Menschen versklaven.هرگز نباید انسانهای دیگر را به بردگی گرفت.
2
Akkusativ
کسی را به شدت تحت کنترل خود درآوردن یا وابسته کردن (مجازی)
- Die Arbeit versklavt ihn völlig.کار او را کاملاً به بردگی گرفته است.
- Man sollte sich nicht von materiellen Dingen versklaven lassen.نباید اجازه داد که چیزهای مادی انسان را به بردگی بگیرند.