versklavten

Aussprache: /fɛɐ̯ˈsklaːftn̩/
Wortzerlegung: ver·sklav·ten
Deklinierte Form

برده کردند؛ برده شده

Bedeutungen

1 Akkusativ

واداشتن کسی به کار اجباری و بدون حقوق، سلب آزادی و اختیار او؛ استثمار شدید و ظالمانه.

  • Die Kolonialmächte versklavten ganze Völker, um ihre wirtschaftlichen Interessen durchzusetzen.قدرت‌های استعماری ملت‌های کاملی را به بردگی گرفتند تا منافع اقتصادی خود را اعمال کنند.
  • Er fühlte sich durch die übermäßigen Forderungen seines Arbeitgebers faktisch versklavt.او احساس می‌کرد که به دلیل خواسته‌های بیش از حد کارفرمایش عملاً به بردگی گرفته شده است.