versklavten
برده کردند؛ برده شده
Bedeutungen
1
Akkusativ
واداشتن کسی به کار اجباری و بدون حقوق، سلب آزادی و اختیار او؛ استثمار شدید و ظالمانه.
- Die Kolonialmächte versklavten ganze Völker, um ihre wirtschaftlichen Interessen durchzusetzen.قدرتهای استعماری ملتهای کاملی را به بردگی گرفتند تا منافع اقتصادی خود را اعمال کنند.
- Er fühlte sich durch die übermäßigen Forderungen seines Arbeitgebers faktisch versklavt.او احساس میکرد که به دلیل خواستههای بیش از حد کارفرمایش عملاً به بردگی گرفته شده است.