Deklinierte Form
متکبر، خودپسند، از خود راضی (صفت وصفی)
معانی و تعاریف versnobten:
- رفتار یا ظاهری از خود نشان دادن که حاکی از برتری اجتماعی، فرهنگی یا مالی است؛ به طور اغراقآمیز و متکبرانه خود را از دیگران متمایز کردن (شکل گذشته ساده).
جملات نمونه برای versnobten:
Er versnobte sich in seiner Jugend mit seinem Reichtum und seiner Herkunft.
او در جوانی خود را با ثروت و اصالتش به رخ میکشید.
Die Gesellschaft versnobte sich durch ihre elitären Clubs und exklusiven Veranstaltungen.
جامعه از طریق کلوبهای نخبه و رویدادهای انحصاری خود، خود را به رخ میکشید.