verspätet
تأخیردار، دیرکرده، با تأخیر
Bedeutungen
1
چیزی که دیرتر از موعد مقرر اتفاق افتاده یا رسیده است؛ با تأخیر.
- Der verspätete Zug kam erst nach Mitternacht am Bahnhof an.قطار تأخیردار تازه بعد از نیمهشب به ایستگاه رسید.
- Wir erhielten eine verspätete Antwort auf unsere Anfrage.ما پاسخ تأخیری به درخواستمان دریافت کردیم.
- Aufgrund des schlechten Wetters gab es heute Morgen verspätete Flüge.به دلیل هوای بد، پروازهای امروز صبح با تأخیر انجام شد.