verspachteln
با اشتها خوردن، پر کردن و صاف کردن (با بتونه)
Beispiele
- Der Opa ''verspachtelte'' eine halbe Sachertorte.پدربزرگ یک کیک زاخِر نصفه را "با اشتها خورد".
- Kleine Risse im Putz der Wand können Sie leicht selber ''verspachteln.شما میتوانید ترکهای کوچک در گچ دیوار را به راحتی خودتان "پر و صاف کنید".
Bedeutungen
1
Akkusativ
(سوراخها یا ترکها را) با بتونه یا گچ پر کردن و صاف کردن.
- Er musste die Löcher in der Wand verspachteln, bevor er streichen konnte.او مجبور بود سوراخهای دیوار را قبل از رنگ کردن بتونهکاری کند.
- Die Risse in der Decke wurden sorgfältig verspachtelt.ترکهای سقف با دقت بتونهکاری شدند.
2
Akkusativ
(عامیانه) غذا را به سرعت و مقدار زیاد خوردن.
- Nach dem Sport hat er die ganze Pizza verspachtelt.بعد از ورزش، او تمام پیتزا را با ولع خورد.
- Die Kinder haben die Süßigkeiten in Windeseile verspachtelt.بچهها شیرینیها را در یک چشم به هم زدن خوردند.