verspiegeln
آینهکاری کردن، پوشش آینهای دادن
Bedeutungen
1
Akkusativ (jemanden / etwas verspiegeln)
با آینه پوشاندن، آینهای کردن (یک سطح یا فضا).
- Sie haben die Wände des Raumes verspiegelt.آنها دیوارهای اتاق را آینهکاری کردهاند.
- Der Spiegel ist auf der Rückseite verspiegelt.پشت آینه با لایه آینه پوشانده شده است.
2
Akkusativ (jemanden / etwas verspiegeln)
منعکس کردن، بازتاباندن (تصویر، نور، یا احساسات).
- Das Wasser verspiegelt den blauen Himmel.آب، آسمان آبی را منعکس میکند.
- Seine Augen verspiegelten eine tiefe Traurigkeit.چشمانش اندوه عمیقی را بازتاب میداد.