verspiegeln

Aussprache: /fɛɐ̯ˈʃpiːɡl̩n/
Worttrennung: ver·spie·geln
فعل

آینه‌کاری کردن، پوشش آینه‌ای دادن

Bedeutungen

1 Akkusativ (jemanden / etwas verspiegeln)

با آینه پوشاندن، آینه‌ای کردن (یک سطح یا فضا).

  • Sie haben die Wände des Raumes verspiegelt.آن‌ها دیوارهای اتاق را آینه‌کاری کرده‌اند.
  • Der Spiegel ist auf der Rückseite verspiegelt.پشت آینه با لایه آینه پوشانده شده است.
2 Akkusativ (jemanden / etwas verspiegeln)

منعکس کردن، بازتاباندن (تصویر، نور، یا احساسات).

  • Das Wasser verspiegelt den blauen Himmel.آب، آسمان آبی را منعکس می‌کند.
  • Seine Augen verspiegelten eine tiefe Traurigkeit.چشمانش اندوه عمیقی را بازتاب می‌داد.