verspielen

Aussprache: /fɛɐ̯ˈʃpiːlən/
Wortzerlegung: ver·spie·len
فعل

باختن (در قمار یا بازی)، از دست دادن (فرصت یا سرمایه در قمار)

Beispiele

  • Er hat sein Vermögen ''verspielt.او تمام دارایی‌اش را «قمار کرد و از دست داد».
  • Doch der Anwalt habe das Geld, statt es zu vermehren, ''verspielt''[; e]r sei wettsüchtig gewesen […].اما وکیل به جای اینکه پول را بیشتر کند، آن را «در قمار از دست داده بود»؛ او به قمار اعتیاد داشته [...]

Bedeutungen

1 Akkusativ

(با قمار) از دست دادن، باختن.

  • Er hat sein ganzes Geld im Casino verspielt.او تمام پولش را در کازینو باخت.
  • Sie verspielte ihr Erbe.او ارثیه‌اش را با قمار از دست داد.
2 Akkusativ

از دست دادن (فرصت، اعتماد)، به هدر دادن، تباه کردن.

  • Er hat das Vertrauen seiner Freunde verspielt.او اعتماد دوستانش را از دست داد.
  • Sie hat ihre Chance auf eine Beförderung verspielt.او شانس خود را برای ترفیع از دست داد.
3 sich verspielen

(موسیقی) هنگام نواختن اشتباه کردن.

  • Der Geiger verspielte sich mitten im Konzert.ویولونیست وسط کنسرت اشتباه کرد.
  • Sie hat sich beim Üben oft verspielt.او هنگام تمرین اغلب اشتباه می‌کرد.