verspielen
باختن (در قمار یا بازی)، از دست دادن (فرصت یا سرمایه در قمار)
Beispiele
- Er hat sein Vermögen ''verspielt.او تمام داراییاش را «قمار کرد و از دست داد».
- Doch der Anwalt habe das Geld, statt es zu vermehren, ''verspielt''[; e]r sei wettsüchtig gewesen […].اما وکیل به جای اینکه پول را بیشتر کند، آن را «در قمار از دست داده بود»؛ او به قمار اعتیاد داشته [...]
Bedeutungen
1
Akkusativ
(با قمار) از دست دادن، باختن.
- Er hat sein ganzes Geld im Casino verspielt.او تمام پولش را در کازینو باخت.
- Sie verspielte ihr Erbe.او ارثیهاش را با قمار از دست داد.
2
Akkusativ
از دست دادن (فرصت، اعتماد)، به هدر دادن، تباه کردن.
- Er hat das Vertrauen seiner Freunde verspielt.او اعتماد دوستانش را از دست داد.
- Sie hat ihre Chance auf eine Beförderung verspielt.او شانس خود را برای ترفیع از دست داد.
3
sich verspielen
(موسیقی) هنگام نواختن اشتباه کردن.
- Der Geiger verspielte sich mitten im Konzert.ویولونیست وسط کنسرت اشتباه کرد.
- Sie hat sich beim Üben oft verspielt.او هنگام تمرین اغلب اشتباه میکرد.