verspielen

Aussprache: /fɛɐ̯ˈʃpiːlən/
Wortzerlegung: ver·spie·len
فعل

باختن (در قمار)، از دست دادن (اعتماد/فرصت)، اشتباه نواختن (موسیقی)

Bedeutungen

1 Akkusativ

پول یا دارایی خود را در قمار یا بازی باختن و از دست دادن

  • Er hat sein gesamtes Vermögen im Casino verspielt.او تمام دارایی‌اش را در کازینو باخت.
  • Sie verspielte ihr Erbe innerhalb weniger Monate.او ارثیه‌اش را ظرف چند ماه با قمار از دست داد.
2 Akkusativ

اعتماد، موقعیت یا شانس و فرصت را به دلیل رفتار نادرست ضایع کردن و از دست دادن

  • Mit dieser Lüge hat er das Vertrauen seiner Freunde völlig verspielt.او با این دروغ اعتماد دوستانش را کاملاً از دست داد.
  • Die Mannschaft hat ihre Chance auf den Titel verspielt.تیم شانس خود را برای قهرمانی از دست داد.
3 sich + Akkusativ

هنگام نواختن ساز موسیقی دچار اشتباه شدن

  • Der Pianist hat sich während des Konzerts zweimal verspielt.پیانیست در طول کنسرت دو بار اشتباه نواخت.