فعل
از رشد بازماندن (گیاه)، لاغر و دراز شدن (گیاه)، پول بیهوده خرج کردن
معانی و تعاریف verspillern:
- هدر دادن، تلف کردن (به خصوص پول یا منابع کوچک و بیاهمیت)
جملات نمونه برای verspillern:
„Zuerst hatten sie im Saattopf viel zu dicht gestanden, drohten zu ''verspillern'' in ihrer Gedrängtheit, im Licht- und Luft- und Bodenhunger, die kleinen Astersämlinge.“
نهالهای کوچک در تراکم زیاد، در رقابت برای نور، هوا و خاک، در حال از رشد بازماندن بودند.
Er hat sein ganzes Taschengeld für Süßigkeiten verspillert.
او تمام پول توجیبیاش را برای شیرینی هدر داد.
Man sollte seine Zeit nicht mit unnötigen Dingen verspillern.
نباید وقت خود را با چیزهای بیاهمیت تلف کرد.