verspleißen

Aussprache: /fɛɐ̯ˈʃplaɪ̯sn̩/
Worttrennung: ver·splei·ßen
فعل

وصله کردن طناب، به هم تابیدن (سر طناب)

Bedeutungen

1 Akkusativ (jemanden / etwas verspleißen)

طناب، کابل یا ریسمان را به هم بافتن یا وصل کردن (با روش خاص و محکم کردن آن، معمولاً برای اتصال دو سر یا ایجاد حلقه).

  • Der Seemann verspleißte die Enden des Seils.ملوان سر طناب را به هم تابید.
  • Man kann zwei Seile miteinander verspleißen, um sie zu verlängern.می‌توان دو طناب را برای بلندتر کردنشان به هم وصل کرد.
2 sich verspleißen (reflexiv) / intransitiv

(طناب یا کابل) ریش‌ریش شدن، از هم باز شدن (معمولاً به دلیل فرسودگی، اصطکاک یا آسیب).

  • Das alte Seil begann sich am Ende zu verspleißen.طناب قدیمی شروع به ریش‌ریش شدن در انتها کرد.
  • Durch die ständige Reibung hat sich der Draht verspleißt.سیم به دلیل اصطکاک مداوم از هم باز شده است.