فعل
ریشخند کردن، مسخره کردن، دست انداختن
معانی و تعاریف verspotten:
- با گفتار یا رفتار، کسی را مورد تمسخر قرار دادن یا تحقیر کردن.
- یک ایده، تلاش یا باور را با تمسخر و تحقیر رد کردن.
جملات نمونه برای verspotten:
Die Klassenkameraden ''verspotten'' den kleinen Jungen.
همکلاسیها پسر بچه را مسخره میکنند.
„Drei schwarze Vögel ''verspotten'' ihn mit einem Lied auf die Sinnlosigkeit alles menschlichen Tuns.“
«سه پرنده سیاه او را با ترانهای درباره بیمعنایی تمام کارهای بشری ریشخند میکنند.»
Die anderen Kinder verspotteten ihn wegen seiner Brille.
بچههای دیگر او را به خاطر عینکش مسخره میکردند.