verspringen

Aussprache: /fɛɐ̯ˈʃprɪŋən/
Worttrennung: ver·sprin·gen
فعل

(در مورد توپ) منحرف شدن، کج رفتن

Bedeutungen

1 ohne Objekt

در حین پریدن اشتباه کردن یا منحرف شدن توپ از مسیر

  • Der Turner versprang beim letzten Sprung und stürzte.ژیمناست در پرش آخر اشتباه پرید و سقوط کرد.
  • Kurz vor dem Schuss versprang dem Stürmer der Ball.درست قبل از شوت، توپ از پای مهاجم منحرف شد.
2 ohne Objekt

(مجازی، فنی) جابجا شدن، ترک برداشتن یا از تراز خارج شدن (مثلاً در دیوار یا ساختار)

  • Durch das Erdbeben sind einige Mauern versprungen.بر اثر زلزله برخی دیوارها جابجا شده‌اند.
  • Die Fugen im alten Gemäuer sind mit der Zeit versprungen.درزهای دیوار قدیمی به مرور زمان جابجا شده‌اند.